✦ یک هدیه‌ی ویژه برای اکسیژنم✦
۱۸ سالگیت مبارک
نور زندگیم
🌹<>
شعر اول · ۰۱
چشم سبز آفرینش
کیا ملکی
متن اهنگ
در نخستین روزِ آفرینشِ جهان، وقتی نور، از چشمانِ تو آغاز شد، سبزتر از هر زمردی که زمین به خود دیده، و لبانت، سرخ چون انارِ سپیده‌دم، رسمِ عاشقی را بر دلم کشید. باد، موهایت را سرود، بلند و رها، چون رودخانه‌ای که در سکوت جاری‌ست، و هر تارِ آن، قصه‌ای از زیبایی را زمزمه می‌کرد. بینی‌ات، مثلِ خطی از ظرافت، بر صفحه‌ی رویا، و مژگانت، پَرِ پروانه‌ای در بادِ نگاهت، ابروهایت، چون سازی خوش‌صدا، در سمفونیِ چهره‌ات، نظمِ دلنشینی را نواخته. و دستانت، آن قدر لطیف، که انگار نسیم، حکایتِ بوسه را از گلبرگ‌ها آموخته، و آن حسِ دلنشینِ حضورت، که چون نوایی آرام، در باغِ هستی، پیچیده و جان گرفته. تولدت، همان روز بود، که جهان، قالبِ خود را یافت، و من، هر آنچه زیبایی‌ست، در انعکاسِ نگاهِ تو دیدم. تو، سرآغازِ بهترینِ لحظه‌های منی، و زیبایی‌ات، همیشگی‌ست.
🎵 چشم سبز آفرینش
🌙<>
شعر دوم · ۰۲
شب بغض ، صبح امید
کیا ملکی
متن اهنگ
در شلوغی روزهای سرد و خسته میان هزار فکرِ گم و شکسته تو آرامشی که هیچ‌چیز جای تو را نمی‌گیرد در شب‌هایی که بغضم سایه به سایه‌ام می‌آید تو می‌رسی و جهان، رنگِ تازه‌ای می‌گیرد تولد تو نه یک روز ساده که آغاز نجات من است آغازِ فهمیدنِ این‌که چطور حضور یک نفر می‌تواند تمام عمرِ آدم باشد چشمان سبزت دروازه‌ی بهشت است جایی که هر بار نگاه می‌کنم نفسم تا مرزِ زندگی برمی‌گردد امسال، و هر سال، و همه‌ی سال‌های بعد می‌خواهم تولدت را کنار تو جشن بگیرم نه یک‌بار که تا آخرین دقیقه‌ی عمر اگر روزی نبودی روحم خاموش می‌شود اما تا هستی من زنده‌ام به بودنِ تو به نفس کشیدنت به رسیدنِ لحظه‌ای که بگویم: تویی امید من
🎵 شب بغض، صبح امید
⭐<>
شعر سوم · ۰۳
نفس جاودانگی
کیا ملکی
متن اهنگ
در غبارِ راهِ جهانِ خسته‌دل جایی که شب پر می‌شود از خون دل تو می‌رسی مثل نفس در تهِ یک اتاقِ سرد و نبضم آرام می‌گیرد چشمان سبزت پنجره‌ای‌ست که نورِ صبح را در دلِ تاریکی می‌کارد هر جا پریشانی‌ست ردِّ نگاهت، جنگ را خاموش می‌کند آرامشی می‌نشانی که در هیچ فصلی پیدا نیست و تولدت آمدنِ دوباره‌ی روشنایی‌ست لحظه‌ای که جهان، کمی برایم عادل می‌شود می‌خواهم هر چه سال می‌گذرد شمع‌ها کنارت کم بیاورند و زمان حسادت کند به با هم بودن‌مان اگر روزی نبودنت بر شانه‌هایم بیفتد باد، نامِ مرا از یاد می‌برد و آفتاب از آسمانِ من می‌افتد اما تا تویی، راه ادامه دارد و عاشقی نفس می‌کشد تولدت آغازِ هر آن‌چیزی‌ست که در من زنده مانده
🎵 نفس جاودانگی
❤️
از وقتی کنار همیم
0
روز
·
0
ساعت
·
0
دقیقه
·
0
ثانیه
از ۱۸ آبان ۱۴۰۰ تا همیشه 🤍
روی شمع کلیک کن و آرزو کن 🤍
🤍🕯️
امیدوارم هر آرزویی که تو دلته
یه روز با لبخند بهش نگاه کنی و بگی
«شد» 🤍
🎁
یه توضیح کوتاه

سلام عزیزدلم 🤍

شاید برات سوال باشه که این سایت چیه...

همون‌طور که میدونی خیلی دلم میخواست این تولدت خاص باشه — و میدونستی که قراره شعر کادو بگیری.

اما چیزی که نمی‌دونستی اینه که فقط یه شعر نیست؛ یک مجموعه شعر سه‌قسمتی هست به اسم «سر آغاز تو».

و فقط متن نیست — این کادو به صورت موزیک آماده شده که صدای خودمه و بابک زحمت آهنگسازی‌اش رو کشیده؛ آهنگ‌هایی که مخصوص تو، برای تو ساخته شده.

این مجموعه از شروع آشنایی‌مون شروع میشه:

🌿 چشم سبز آفرینش
بازگوکننده‌ی اول رابطه‌مونه — که عاشق زیبایی و قلبت شدم.

🌙 شب بغض، صبح امید
بازگوکننده‌ی روزای سختیه که توشون بودم و امیدی که تو بهم دادی و من رو به پای خودم برگردوندی.

نفس جاودانگی
بازگوکننده‌ی گذروندن روزای سخت به کمک تو و عشقی که تا جاودانگی ادامه داره.

خوب به تیکه‌تیکه جزییات سایت دقت کن — خیلی چیزا نوشته شده 🤍

داخل سایت به ترتیب، شعرها با کاورهاشون گذاشته شده و کنارشون متن رو هم میتونی بخونی و از همونجا شعر رو گوش کنی. در آخر سایت هم عوامل این کادو رو نوشتم که با زدن دکمه میتونی بخونی.

شعرها و متن‌ها رو هم بعداً جدا برات میفرستم 😂🤍